أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )

39

البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )

همى گويم به بلندى رويد و به سوى راست گراييد ، تا به باران آبهاى قله‌هاى همدان رسيد . شهرى كه خاكش بوته زعفران است و آبش انگبينى است آميخته با آبهاى قلهء كوهساران . 223 و آب سرد ، خود آميزهء روح و روشنى جان ، و مايهء استوارى بدن انسان و جانوران است ، به خاطر مجانستى كه با تن‌ها دارد و درهم آميختگيى كه با آنها پيدا كند . و از مزيت آب است كه هر آشاميدنيى ، اگر چه رقيق و صاف و گوارا و شيرين باشد ، جاى آب نگيرد ، و تشنه را از آن بىنياز نكند . بلكه هر آشاميدنيى ، چون با آب در آميزد خوشگوار شود . تا آنجا كه به كمك لطافت و روانى آب ، در رگها جارى آيد و در بندهاى تن بدود ، با اين ويژگى كه آب راست كه سيرابى و نشاندن تف آتش درون تشنه ، تنها به آن است . و جز با آب برترى گلستان بر خشكستان * 80 شناخته نبود و هر دو ، در نظر ، چونان يك ديگر بودند . و همانا عرب ، آب را براى زن مثل ساخته است . قطامى * 81 گويد : آنان ( زنان ) از دهان خود واژه‌هايى بر آورند ( سخنانى گويند ) كه با آن ، در تشنه كامان سوخته ، كار آب گوارا كنند « 1 » . شاعرى ديگر گويد : آرزوهايى كه دربارهء سعدى دارم ، همه نويدهايى است كه گويى سعدى با آن نويدها در تشنگيم ، آب سرد نوشانيده است .

--> ( 1 ) - گويى اين دو بيت معرى نيز چنين معنايى دارد : كأن خواتم الافواه فضت * عن الصهب العذاب مختمات خمور الريق لسن بكل حال * على طلابهن محرمات رك : لزوميات